روندهای کلان EY (EY Megatrends)
معنای مرزهای در حال سقوط برای رقابت جهانی بر سر منابع
نویسندگان:
- پال میچل (Paul Mitchell)، رهبر جهانی بخش معدن و فلزات در EY
- الیور جونز (Oliver Jones)، رهبر جهانی بینش مشتریان و تحقیقات EY-Parthenon و رهبر جهانی گروه کسبوکار ژئواستراتژیک EY-Parthenon
- کریستینا لارکین (Christina Larkin)، رهبر دیجیتال اعتماد در حسابرسی EY اقیانوسیه
- جان دی یانگ (John de Yonge)، مدیر بینشهای کسبوکار و CXO، Ernst & Young LLP
زمان مطالعه: ۲۸ دقیقه
تاریخ: ۱۶ ژانویه ۲۰۲۶
موضوعات مرتبط:
انرژی و منابع، ژئواستراتژی، فضاهای موج EY (EY wavespace™)، پایداری، تحول
مدار زمین، قطب شمال و اعماق دریا و زمین در حال تبدیل شدن به قلمروهایی برای استخراج منابع جدید، رقابت ژئوپلیتیکی و ریسک هستند.
در یک نگاه
فناوری، ژئوپلیتیک و تغییرات آب و هوایی در حال از بین بردن موانع دسترسی به منابع در حاشیههای زمین هستند. منابع مورد بحث، هم ملموس هستند، مانند مواد معدنی حیاتی، و هم ناملموس، مانند جایگاههای مداری و مسیرهای جدید کشتیرانی. مسیر توسعه منابع و رقابت در قلمروهای مرزی جدید، تأثیرات اقتصادی، پایداری و ژئوپلیتیکی عمیقی خواهد داشت. این مقاله بخشی از دومین مجموعه بینشها در سری روندهای کلان جدید EY با عنوان مرزهای جدید: منابع فردا است.
یک مرز، جاهطلبی را از فرصت جدا میکند. مرزهای در حال سقوط در حاشیههای زمین — که زمانی توسط مرزهای ارتفاع، فاصله یا عمق از هم جدا شده بودند — سه قلمرو را برای استخراج منابع جدید و رقابت تجاری و ژئوپلیتیکی گشودهاند:
- مدار زمین: فضای ۲۰۰ تا ۳۶,۰۰۰ کیلومتری بالای سطح زمین، «یک منبع طبیعی محدود» که بستری برای مشاهدات، ارتباطات، تحقیق و فعالیتهای دفاعی فراهم میکند.
- قطب شمال (آرکتیک): خانه منابع استراتژیک معدنی، انرژی و بیولوژیکی، اما همچنین مسیرهای دریایی با ارزش تجاری و استراتژیک.
- اعماق دریا و اعماق زمین: سایتهای ذخایر عظیم مواد معدنی حیاتی که شکافهای تأمینی قابل توجهی با منابع موجود دارند.
دولتها، شرکتها و کاربران منابع در حال هجوم برای دستیابی به منابع ملموس و ناملموس با ارزش استراتژیک تجاری در این قلمروها هستند. منابع ملموس همانهایی هستند که انتظار میرود — چیزهای فیزیکی مانند فلزات، نفت و ماهی. در مقابل، منابع ناملموس قابل لمس نیستند — مانند استفاده از جایگاههای ماهوارهای مداری و دسترسی به مسیرهای کشتیرانی.
نحوه توسعه رقابت و استفاده در این قلمروها در دهه آینده، پیامدهای عمیقی برای پایداری زیستمحیطی و اقتصادی و دینامیکهای ژئوپلیتیکی خواهد داشت.
سه نیروی تحولآفرین قدرتمند، مرزهای منابع را میگشایند
فناوری، ژئوپلیتیک و تغییرات آب و هوایی باعث سقوط مرزهای منابع میشوند، تقاضایی ایجاد میکنند که در برابر موانع دسترسی فشار میآورد و همزمان آنها را از بین میبرد.
اولاً، تحول دیجیتال گسترده در عملیات تجاری و زندگی شخصی — که با پذیرش نمایی فناوری و هوش مصنوعی (AI) تسریع و تعمیق یافته است — تجلی فیزیکی خود را در ساخت مراکز داده، زیرساختهای انرژی مرتبط و تولید حجم فزایندهای از دستگاههای مصرفی دیجیتال نشان میدهد؛ همه اینها تقاضا برای مواد معدنی حیاتی را که با شکافهای تأمینی مواجه هستند، افزایش میدهد. همزمان، نوآوری و کاهش هزینهها، دسترسی به مناطق مرزی را آسانتر و مقرونبهصرفهتر میکند.
ثانیاً، همانطور که در چشمانداز ژئواستراتژیک EY ۲۰۲۶ مورد بحث قرار گرفت، روابط بینالملل اکنون تحت قوانین و هنجارهای جدیدی عمل میکند که با مداخله دولتها و ژئوپلیتیک کمبود منابع مشخص میشود. دولتها تمایل بیشتری به مداخله در بازارها، تسریع دسترسی و فراهم کردن قطعیت نظارتی بیشتر دارند، زیرا تأمین منابع به یک نگرانی امنیت ملی و یک علاقه اقتصادی استراتژیک تبدیل میشود. رقابت و چندجانبهگرایی تحت فشار، کشورها را وسوسه میکند تا شکافهای حکمرانی و مناطق خاکستری در مناطق مرزی را بهرهبرداری کنند یا آنها را کاملاً نادیده بگیرند. و با گشوده شدن مرزهای جغرافیایی، درگیریها و رقابتها از عرصههای دیگر به این مناطق سرریز میکنند.
ثالثاً، گذار انرژی پاک منبع رو به رشد دیگری برای تقاضای مواد معدنی حیاتی است. توربینهای بادی، پنلهای خورشیدی، باتریها و وسایل نقلیه الکتریکی همگی به مواد معدنی کمیاب نیاز دارند، در حالی که گسترش شبکههای انتقال مورد نیاز برای پشتیبانی از برقیسازی اقتصاد جهانی، مصرف فزایندهای از مس و آلومینیوم را به همراه خواهد داشت. در حالی که ضرورت کربنزدایی گذار انرژی پاک را پیش میراند، تغییرات آب و هوایی در حال باز کردن قطب شمال است که چهار برابر سریعتر از بقیه جهان گرم میشود، تا اکتشاف، استخراج و استفاده جدید در آن صورت گیرد.
(توضیح تصویر: دریای خزر، سیاره زمین. بهبود دیجیتالی تصویر توسط ناسا. هنرمند وضوح و نقاط سفید و سیاه را بهبود داده است. علاوه بر این، هنرمند بافت، وضوح و رفع تاری را اضافه کرده است. رنگها بر اساس دیدگاه هنرمند از صحنه تصحیح شدهاند. لکههای گرد و غبار سنسور حذف شدهاند.)
دستورالعملهای استفاده از رسانههای ناسا: [لینک]
لینک اصلی تصویر: [لینک]
فصل ۱
مدار زمین: منبعی محدود با دسترسی، ارزش و ریسک رو به رشد
منابع مداری به سرعت در حال آسانتر و ارزانتر شدن برای دسترسی هستند که این امر به اقتصاد فضایی با رشد سریع دامن میزند، اما همچنین یک تراژدی منابع مشترک را به وجود میآورد که اقتصاد زمینی را تهدید میکند.
صحنهای از آینده… اواسط صبح است و شما مدیر عامل یک شرکت خردهفروشی جهانی هستید. گزارشی دریافت میکنید که سیستم نقطه فروش شما کار نمیکند. سپس به شما گفته میشود که ارتباط با تمام داراییهای شبکه تحویل بهموقع (Just-in-Time) خود را از دست دادهاید. چراغها خاموش میشوند. کسی به رویدادی شبیه به کسلر اشاره میکند.
زیرساخت در مدار زمین اساسی اما نامرئی است
قانون اساسی اتحادیه بینالمللی مخابرات (ITU) مدارهای زمین را به عنوان «منابع طبیعی محدود» تعریف میکند. اقتصاد فضایی مستقیم عمدتاً بر بهرهبرداری از این منابع استوار است و شامل بخشهایی مانند خدمات موقعیتیابی، ناوبری و زمانسنجی (PNT)، مشاهده زمین و سنجش از دور، خدمات پرتاب، تولید ماهواره و زیرساختهای فضایی میشود. پیشبینی میشود که این اقتصاد از ۶۱۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ به ۱ تریلیون دلار در سال ۲۰۳۲ برسد. دو سوم ارزش اقتصاد فضایی از بخش خصوصی حاصل میشود.
همالی ویاس، روشنگر EY wavespace، رئیس کمیته اقتصاد فضایی جدید AIAA، و کهنهسرباز صنعت فضا با بیش از ۳۵ سال تجربه در ناسا/JPL، TRW و SiRF Technologies، اظهار داشت: «علاقه سرمایه خطرپذیر (VC) به سرمایهگذاری در فضا بسیار زیاد است». «سرمایهگذاران به دنبال فرصتهای با ریسک بالا و پاداش بالا در افق ۱۰ ساله هستند.» سرمایهگذاری خطرپذیر در تأمین مالی فناوریهای فضایی از ۷۰۰ میلیون دلار در سال ۲۰۱۶ به ۶.۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ افزایش یافت.
فاز بعدی سرمایهگذاری مداری شامل ایستگاههای فضایی خصوصی است (مانند Axiom، Orbital Reef بلو اوریجین)، که میتواند بازارهای جدیدی را در گردشگری، تحقیق، تولید و موارد دیگر باز کند.
اما ارزش گستردهتر فعالیتهای اقتصادی جهانی وابسته به داراییهای مداری تقریباً غیرقابل محاسبه است و هر بخش را لمس میکند. این شامل سیستم موقعیتیاب جهانی (GPS)، ارتباطات، انتقال داده، شبکههای برق، تراکنشهای مالی، زیرساختها و پایش محصولات کشاورزی، پیشبینی و مدلسازی آب و هوا و بازیابی فاجعه میشود که همه آنها به عملکرد مداوم ماهوارهها متکی هستند.
با این حال، «دور از دید، دور از ذهن» است. پروفسور آلن دافی، ستارهشناس و معاون ارشد ابتکارات پرچمدار در دانشگاه فناوری سوئینبرن، میگوید: «یکی از موفقیتهای بزرگ فضا این است که برای کاربران نهایی چقدر نامرئی شده است.»
دسترسی خصوصی به مدار زمین با سقوط موانع مالی و فنی جهش میکند
شاید بر خلاف انتظار، دسترسی به مدار زمین (۲۰۰ تا ۳۶,۰۰۰ کیلومتر بالای سطح) آسانترین منبع مرزی برای دسترسی است و سریعترین بهرهبرداری در حال انجام است.
نوآوریهای فنی و عملیاتی بخش خصوصی، هزینه ساخت و پرتاب یک ماهواره را به شدت کاهش داده است. با افزایش کارایی، قابلیت استفاده مجدد از وسایل پرتاب و ماهوارههای کوچکتر و ارزانتر، هزینه کلی قرار دادن یک ماهواره در مدار در طول ۱۰ سال، ۶۵٪ کاهش یافت.
در نتیجه، تعداد ماهوارههای فعال در مدار زمین از حدود ۳,۳۰۰ عدد در سال ۲۰۲۰ به حدود ۱۳,۰۰۰ عدد در سال ۲۰۲۴ جهش کرد. پرتابهای تجاری ۹۰٪ محمولهها را تشکیل میدهند؛ از این میان، استارلینک تقریباً ۸۰٪ را به خود اختصاص داده است.
این اعداد قرار است باز هم افزایش یابند: انتظار میرود تا ۷۰,۰۰۰ ماهواره مدار پایین زمین (LEO) در طول پنج سال آینده در قالب صورتهای فلکی بزرگ پرتاب شوند.
پل سافو، آیندهپژوه برجسته و روشنگر EY wavespace، میگوید: «فضا تا زمانی که قابلیتهای پرتاب کمهزینه به دست نیاوردیم، دور به نظر میرسید. اکنون نزدیک است و نزدیکتر هم میشود. مدار زمین اکنون ارزشمندترین املاک روی کره زمین است که روی خود کره زمین نیست.»
پروفسور آلن دافی
ستارهشناس و معاون ارشد ابتکارات پرچمدار در دانشگاه فناوری سوئینبرن
با انباشت زبالههای زیاد در آن بالا، یک سندرم کسلر خارج از کنترل ممکن است فقط با یک برخورد دیگر فاصله داشته باشد، مانند دانهای که باعث بهمن میشود. ریسکها فقط بزرگتر میشوند.
به سوی یک تراژدی منابع مشترک مداری
پیمان فضای ماورای جو ۱۹۶۷ فضا را «قلمرو تمام بشریت» اعلام میکند، در حالی که ماده ۴۴ قانون اساسی ITU کشورهای عضو را ملزم میکند که ماهیت محدود منبع مدار زمین را در نظر بگیرند. در عمل، دسترسی آزاد به مدارهای محدود در حال ایجاد یک تراژدی منابع مشترک است، وضعیتی که در آن پیگیری منافع فردی، ارزش یک منبع مشترک را تضعیف یا نابود میکند.
استیون فرلند از دانشگاههای وسترن سیدنی و بوند، که همچنین رئیس کارگروه جنبههای حقوقی فعالیتهای منابع فضایی در کمیته سازمان ملل برای استفاده صلحآمیز از فضا است، مشاهده میکند: «ما از زمان اسپوتنیک در حال بهرهبرداری از مدارها هستیم — که به عنوان منابع طبیعی در فضای ماورای جو طبقهبندی میشوند — و همانطور که تعداد عظیم زبالههایی که اکنون فعالیتهای فضایی آینده را تهدید میکنند نشان میدهد، ما به مسائل پایداری محیط فضا توجه کافی نکردهایم.» از زمان دوران اسپوتنیک، حدود ۱۵,۰۰۰ شیء در مدار قرار گرفته است که منجر به تخمین زده میشود ۱۴۰ میلیون قطعه زباله مداری به وجود آمده باشد، که تنها بخش کوچکی از آنها قابل ردیابی هستند.
در نتیجه، ما با خطر یک رویداد سندرم کسلر — یک آبشار تصادفی برخورد شبیه شکافت در فضا — مواجه هستیم که با افزایش نمایی تعداد ماهوارهها، که با قرار دادن دهها هزار ماهواره در صورتهای فلکی بزرگ هدایت میشود، رشد میکند.
دافای میگوید: «یک آبشار برخورد خارج از کنترل، تأثیرات اقتصادی ویرانگری خواهد داشت و میتواند میدانی از زباله ایجاد کند که مدارها را برای قرنها غیرقابل استفاده سازد و به طور بالقوه توانایی ما برای ترک زمین را محدود کند. تاکنون چند برخورد فاجعهبار ماهوارهای رخ داده است، اما با پیامدهای محدود. با انباشت این همه زباله در آن بالا، یک سندرم کسلر خارج از کنترل ممکن است فقط با یک برخورد دیگر فاصله داشته باشد، مانند دانهای که باعث بهمن میشود. با قرار دادن اشیاء و ارزشهای بیشتر در فضا، ریسکها فقط بزرگتر میشوند.»
عوامل دیگر به خطر یک رویداد کسلر کمک میکنند:
- فقدان سیاست بینالمللی در مورد آزمایشهای ضد ماهوارهای
- عدم وجود «کنترل ترافیک» مرکزی در مدار: اپراتورها باید مانورهای اجتناب از برخورد را بین خود مذاکره کنند.
- فقدان حذف مؤثر زباله: فناوریهایی مانند لیزرها، نیزهها و تورها برای خارج کردن زباله از مدار در حال بررسی هستند، اما عمدتاً اثبات نشده باقی ماندهاند و سیاستها و انگیزهها در تعقیب آنها کند عمل میکنند.
- ۱. نقاط ضعف در «قانون پنج ساله» ایالات متحده برای خارج کردن ماهوارهها از مدار: بسیاری از ماهوارهها در پایان عمر قابل کنترل نیستند و ورود مجدد به جو میتواند تأثیرات زیستمحیطی قابل توجهی داشته باشد.
- تغییرات آب و هوایی: گازهای گلخانهای با به دام انداختن گرما، باعث سرد شدن و انقباض جو فوقانی میشوند. این امر کشش (Drag) بر روی ماهوارهها و زبالههای قدیمی را کاهش میدهد و سرعت سقوط و سوختن آنها را کند میکند.
زبالههای فضایی حتی قبل از وقوع یک رویداد کسلر نیز مشکلاتی ایجاد میکنند. فضانوردان در مأموریت اخیر شنژو-۲۰ چین، بازگشت خود به زمین را به تأخیر انداختند، زیرا فضاپیمای آنها توسط قطعه کوچکی از زباله مورد اصابت قرار گرفت.
تراکم مدار زمین تأثیرات پایداری دیگری نیز دارد. ITU همچنین فرکانسهای رادیویی را به عنوان یک منبع طبیعی محدود تعریف میکند، منبعی که با افزایش صورتهای فلکی ماهوارهای در کنار استفادههای زمینی، در حال تمام شدن است. بدون فرکانس رادیویی در دسترس، یک ماهواره نمیتواند ارتباط برقرار کند.
روزر آلمنار، عضو هیئت مشاوران جوان دبیر کل ITU، میگوید: «پایداری طیف فرکانسی اساسی است، زیرا ما از آن برای همه چیز از ارتباطات گرفته تا ناوبری و پایش آب و هوا استفاده میکنیم. ما باید از این منبع بدون به خطر انداختن نسل بعدی افرادی یا کشورهایی که مایل به دسترسی به فضا هستند، بهره ببریم.»
صورتهای فلکی عظیم ماهوارهای هزینههای علمی و فرهنگی نیز بر جای میگذارند:
آلودگی نوری: انعکاس ماهوارهای با ایجاد خطوط قابل مشاهده در تصاویر، با اخترشناسی زمینی که با پول مالیاتدهندگان تأمین مالی میشود، تداخل ایجاد میکند.
تداخل رادیویی: ارتباطات ماهوارهای به طور فزایندهای دریافت سیگنالهای ضعیف توسط تلسکوپهای رادیویی را تحتالشعاع قرار میدهد. دافی میگوید: «این شبیه به گوش دادن به سمفونی آسمانها است و همسایه ما بدترین موسیقی درام و بیس را پخش میکند.»
از دست رفتن فرهنگی: از دست دادن آسمانهای تاریک نه تنها بر علم، بلکه بر روی شیوههای فرهنگی و معنوی، بهویژه برای جوامع بومی، تأثیر میگذارد.
خطرات ژئوپلیتیک: یک سکوی استراتژیک اما بالقوه بیثباتکننده در فضا.
بازیگران ملی در مدار زمین محدود نشدهاند؛ در عین حال زیرساختهای موجود در مدار به همان اندازه که حیاتی و بسیار ارزشمند هستند، آسیبپذیر نیز هستند.
حداقل ۲۰ کشور دارای ماهوارههای جاسوسی یا نظامی هستند. سه بازیگر بزرگ – ایالات متحده، چین و روسیه – حدود ۵۰۰ ماهواره بین خود دارند. با سرریز شدن تنشها و رقابتهای زمینی به فضا، این داراییها به اهداف بالقوه تبدیل میشوند. همین امر در مورد ماهوارههای تجاری و غیرنظامی که خدمات زیرساختی حیاتی را ارائه میدهند نیز صادق است.
ایالات متحده، روسیه، چین و هند همگی آزمایشهای ضد ماهوارهای جنبشی (Kinetic) انجام دادهاند که منجر به ایجاد زباله شده است. استرالیا، فرانسه، ژاپن، ایران، اسرائیل، کره شمالی، کره جنوبی و بریتانیا نیز در حال توسعه فناوریهای ضد فضا هستند.۹
سیستم پیشنهادی دفاع موشکی ضد بالستیک «گنبد طلایی» ایالات متحده، با یک جزء فضایی که شامل یک صورت فلکی بزرگ از ماهوارهها است که هم به عنوان حسگر ردیابی و هم، به طور بالقوه، به عنوان رهگیر موشک عمل میکنند، رقابت را تشدید خواهد کرد. در صورت استقرار، چندین کشور احتمالاً خود را ملزم به توسعه قابلیتهای مقابلهای خواهند دید.
همپوشانی خطر فزاینده یک رویداد تکهتکه شدن تصادفی و یک رویداد عمدی، تهدیدی برای بیثباتسازی ژئوپلیتیکی است. علت یک رویداد زبالهای که GPS، ارتباطات یا مشاهدات را از کار میاندازد، احتمالاً به سرعت و به طور معتبر قابل انتساب نخواهد بود و راه را برای محاسبات استراتژیک اشتباه که تحت تأثیر وضعیت ژئوپلیتیک در زمین است، باز میکند.
حکمرانی: نیاز به چندجانبهگرایی در زمان چندقطبی شدن
هنگامی که پیمانهای بنیادی بینالمللی فضا در دهههای شصت و هفتاد تدوین و امضا شدند، تدوینکنندگان آنها نتوانستند انفجار در استفادههای تجاری از مدار زمین و تسلط بخش خصوصی بر صنعت فضا را پیشبینی کنند.
فضا بر این اصل اداره میشود که همه میتوانند به آن دسترسی داشته باشند، اما این دسترسی آزاد با افزایش خطر تراکم و زباله، به طور فزایندهای مشکلساز میشود. کمیسیون ارتباطات فدرال ایالات متحده، سایر نهادهای نظارتی ملی و اتحادیه بینالمللی مخابرات بر دسترسی کنترل دارند، اما منافع ملی و تجاری اغلب مسئولیت جمعی را تحتالشعاع قرار میدهند و هیچ دادگاه یا سازوکار جهانی مؤثری برای نظارت بر رفتار مداری وجود ندارد.
با برنامهریزی بیش از ۱۰۰ کشور برای ورود به فضا، همکاری و مقررات سیستمی اهمیت فزایندهای پیدا میکند. علاوه بر این، یک فشار رو به رشد برای به اشتراکگذاری منصفانه مزایای فعالیتهای فضایی وجود دارد که توسط کشورهای در حال توسعه و گروه ۷۷ حمایت میشود.
رویکردهای فعلی برای مدیریت منابع مداری ناپایدار هستند. ویاس میگوید: «بیشتر راهحلها فردی و مبتنی بر مسئله هستند و فاقد یک رویکرد جامع در سطح سیستم میباشند. ما به تفکر یکپارچهای نیاز داریم که همه ذینفعان، از جمله دولتها، شرکتهای خصوصی، دانشگاهها و نهادهای بینالمللی را در نظر بگیرد.»
فرلند میگوید: «ما باید رویکرد ‘مرور کلی’ جهانی برای حکمرانی فضا را بیشتر تقویت کنیم. این امر مستلزم آن است که نهادهای نظارتی فراتر از نقشهای ملی سنتی خود نگاه کنند تا علت و معلول و توازن در فضا را مورد توجه قرار دهند. متقاعد کردن کشورها برای گسترش دیدگاههای نهادهای نظارتی ملی خود و توقف احتیاطی دشوار است، زیرا توسعه قابلیت فضایی هنوز عمدتاً از نظر مزیت نسبی در نظر گرفته میشود. این یک تغییر فکری بزرگ است، اما توسط کشورهای بزرگ فضانورد به صورت داوطلبانه انجام نخواهد شد مگر با صدای بلند دیگر کشورها، زیرا آنها در حال حاضر آن را در راستای منافع ملی خود نخواهند دید. ما باید این موضوع را به یک مسئله جهانی تبدیل کنیم.»
اقدامات برای کسب و کار و دولت
شرکتهایی که داراییهای فضایی را پرتاب میکنند یا به آنها متکی هستند، باید پایداری مداری، کاهش زباله و پیامدهای گستردهتر فعالیتهای خود را در نظر بگیرند. چارچوبهای نظارتی در حال تکامل هستند، اما با توجه به ریسکها، کسبوکارها نباید منتظر بمانند تا قانون به آنها برسد – بهترین شیوهها و نوآوری مسئولانه هماکنون مورد نیاز است.
- وابستگیها را قابل مشاهده کنید: بسیاری از صنایع به داراییهای فضایی متکی هستند بدون اینکه از آسیبپذیری بالقوه آنها در برابر اختلالات مبتنی بر فضا آگاه باشند. شرکتها باید فضا را در چارچوبهای مدیریت ریسک خود بگنجانند تا میزان مواجهه خود را ارزیابی کرده و تابآوری ایجاد کنند، از جمله درک وابستگیهای زنجیره تأمین به خدمات مبتنی بر فضا.
- فضا را در پیشبینی استراتژیک بگنجانید: شرکتها باید تحلیل سناریو و برنامهریزی آیندهنگر را انجام دهند تا پیشبینی کنند چگونه تحولات فضایی میتوانند بر صنایع آنها در طول ۵، ۱۰ یا ۲۵ سال آینده تأثیر بگذارند. این شامل در نظر گرفتن سرمایهگذاریهای تحقیق و توسعه (R&D) و نوآوری محصول برای بازارهای فضایی آینده است.
- دولتها باید بررسی کنند که چگونه میتوانند فرآیندهای چندجانبه را برای ترویج پایداری مدار زمین پیش ببرند، حتی زمانی که رقابت ژئوپلیتیکی شدت میگیرد. با توجه به پتانسیل عظیم مزایا و معایب، اقدام جمعی در مدار زمین با پیگیری منافع شخصی همسو است.
فصل ۲
قطب شمال (آرکتیک): رقابت چندقطبی با ذوب شدن نظمهای قدیمی، داغ میشود
همانطور که دریای قطب شمال در طول دهه آینده به عقبنشینی خود ادامه میدهد، این منطقه به نقطه کانونی رقابت تجاری و ژئوپلیتیکی تبدیل خواهد شد.
صحنهای از آینده… یک صف از کشتیها، دماغه به دماغه، در آبهای دستنخورده قطب شمال حرکت میکند. تابستان است، بنابراین ترافیک جهانی کشتیرانی از کانال سوئز به آبهای آزاد مسیر دریایی شمالی تغییر مسیر داده است. کشتیهای کانتینری، حاملهای گاز طبیعی مایع (LNG) و خطوط کروز تنها برخی از کشتیها هستند؛ ناوچههای جنگی و قایقهای گشتی متعلق به دوجین نیروی دریایی نیز در این آبها در حال تردد هستند و از منافع ملی خود محافظت میکنند.
بهرهبرداری از منابع قطب شمال جدید نیست، اما در حال تغییر است
سکونت و بهرهبرداری از منابع در منطقه وسیع قطب شمال چیز جدیدی نیست. مردم بومی هزاران سال است که در قطب شمال زندگی میکنند و استخراج منابع تجاری — مانند ماهیگیری، معدنکاری و چوببری — قرنهاست که در حال انجام است. ارزش اقتصاد در منطقه قطب شمال در سال ۲۰۲۲ با جمعیتی تنها ۱۰ میلیون نفر به ۶۶۶ میلیارد دلار آمریکا رسید.۱۰
این منطقه میزبان ذخایر معدنی زمینی قابل توجهی است، از جمله ذخایر طلا، نیکل و کبالت که جزو بزرگترین ذخایر جهان هستند. گرینلند و نروژ دارای منابع قابل توجهی از عناصر کمیاب هستند. روسیه بزرگترین تولیدکننده پالادیوم است.۱۱ منابع معدنی بستر اقیانوس قطب شمال نروژ نشان میدهد که فرصتهای قابل توجهی در اقیانوس منجمد شمالی وجود دارد، اما ذخایر واقعی ناشناخته باقی ماندهاند.
روسیه، ایالات متحده و نروژ مقادیر زیادی نفت و گاز طبیعی را از این منطقه استخراج میکنند. علاوه بر این، قطب شمال تخمین زده میشود که ۱۳٪ از منابع نفتی متعارف کشفنشده جهان و ۳۰٪ از منابع گاز طبیعی متعارف کشفنشده جهان را در خود جای داده است، که عمدتاً در حوضههای فراساحلی زیر اقیانوس منجمد شمالی قرار دارند.۱۲
شیلات یک صنعت چند میلیارد دلاری در قطب شمال است. ذخایر موجود در زیر اقیانوس منجمد شمالی دستنخورده و یخزده هنوز تعریف نشدهاند اما فرض بر این است که قابل توجه هستند.
یک منبع ناملموس جدید با عقبنشینی یخهای تابستانی اقیانوس منجمد شمالی در حال وارد شدن به بازی است: دسترسی به گذرگاه شمال غربی، کوتاهترین مسیر بین آسیا و ساحل شرقی آمریکای شمالی، و مسیر دریایی شمالی، مستقیمترین مسیر بین آسیا و اروپا. یک کشتی کانتینری چینی اخیراً با استفاده از این مسیر شمالی به جای کانال سوئز، زمان سفر از چین به اروپا را به نصف کاهش داد.
عقبنشینی یخهای دریا به احتمال زیاد منابع را به صورت تدریجی، سپس ناگهانی آشکار میکند
وسعت یخهای دریای سپتامبر در اقیانوس منجمد شمالی، که معیار سالانه است، به دلیل گرم شدن منطقه چهار برابر سریعتر از بقیه سیاره، ۱۲.۲٪ در هر دهه در حال کاهش است. تابستانهای بدون یخ، که به عنوان کمتر از ۱ میلیون کیلومتر مربع تعریف میشوند، ممکن است در دهه ۲۰۳۰ فرا برسند.۱۳
گرمایش جهانی و عقبنشینی یخهای دریا به احتمال زیاد دسترسی به منابع مادی را در سناریویی «به تدریج، سپس ناگهانی» باز میکند:
- مواد معدنی: در حالی که بعید است گرمایش جهانی منابع زمینی جدیدی را آشکار کند، دورههای طولانیتر بدون یخ، حمل و نقل مواد معدنی و صادرات سنگ معدن را آسانتر میکند. همچنین ساخت زیرساختهای انرژی، از جمله انرژیهای تجدیدپذیر، جادههای دائمی و بنادر آسانتر خواهد شد. با این حال، عقبنشینی یخ، کشف و برداشت منابع بستر دریا را در آبهای سرزمینی و بینالمللی بسیار آسانتر خواهد کرد. با توجه به نگرانیهای زیستمحیطی، اخذ مجوز برای استخراج مواد معدنی بستر دریا احتمالاً دشوار خواهد بود.
- انرژی: اگرچه بیشتر منابع کشفنشده فراساحلی هستند، کاهش یخ و گرم شدن دما تأثیر فوری کمی خواهند داشت، زیرا شرایط فراساحلی همچنان خشن و غیراقتصادی است. اما بسته به سناریوی گذار و کاهش ذخایر جنوبیتر، تولید تا سال ۲۱۰۰ میتواند قابل توجه باشد.۱۴
- شیلات: توافقنامه شیلات اقیانوس منجمد شمالی (CAOFA)، که توسط هشت کشور قطب شمال و چین، ژاپن، کره جنوبی و اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۱ امضا شد، از این آبها در برابر ماهیگیری تا سال ۲۰۳۷ محافظت میکند در حالی که تحقیقات در مورد ذخایر انجام میشود. منافع اقتصادی ممکن است پس از سال ۲۰۳۷ بر حفاظت غالب شود. میا بنت، دانشیار گروه جغرافیا در دانشگاه واشنگتن و نویسنده Unfrozen: The Fight for the Future of the Arctic، میگوید: «CAOFA نمونه خوبی از نحوه کارکرد حکمرانی قطب شمال در منابع مشترک با این بازیگران جدید قطب شمال در پای میز مذاکره است. اما اینکه آیا این توافق با عقبنشینی یخ دوام خواهد آورد، سوال دیگری است.»
دسترسی به منبع ناملموس خطوط کشتیرانی ترانسآرکتیک و آبهای بینالمللی با ناپدید شدن یخهای تابستانی سریعتر فراهم خواهد شد. کشتیرانی در قطب شمال به مدت یک دهه رو به افزایش بوده است. مسافتهای دریایی در آبهای قطب شمال بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۴، ۱۰۸٪ افزایش یافت در حالی که تعداد کشتیهای منحصربهفرد ساخته شده برای عبور از آن آبها ۳۷٪ افزایش یافت. گسترش فعالیتهای استخراج زمینی و ساخت زیرساختهای مرتبط عاملی برای این امر است. استفاده فزاینده از آبهای قطب شمال برای حمل و نقل فله نیز عاملی مهم است.۱۵
دسترسی به آبهای قطب شمال همچنین برای کاربردهای دیگر، مانند لجستیک جهانی، گردشگری، تحقیق و فعالیتهای نظامی، به طور فزایندهای در دسترس خواهد بود. افزایش استفاده از این منبع ناملموس با یک لایه استراتژیک همراه است: منافع تجاری، منافع ملی را به همراه دارد.
ممکن است قطب شمال را قبل از اینکه بدانیم چه منابعی دارد، از دست بدهیم
قطب شمال یک انبار عظیم کربن، تنظیمکننده آب و هوا و ذخیره تنوع زیستی است. لایههای یخ دائمی (Permafrost) دو و نیم برابر کربن موجود در اتمسفر را در خود نگه داشته است، حتی بیشتر از جنگلهای جهان، بر اساس برخی تخمینها. یخ و برف این منطقه به خنک نگه داشتن سیاره با بازتاباندن نور خورشید به فضا کمک میکنند. به دلیل غیرقابل دسترس بودن، قطب شمال همچنین کمتر از سایر مناطق مهم زیستشناختی یا اقلیمی، اعم از آمازون و سایر مناطق گرمسیری، علفزارهای معتدل یا جنگلهای شمالی، مورد مطالعه و درک قرار گرفته است.
تأثیرات بر پایداری ناشی از افزایش کشتیرانی
افزایش کشتیرانی در ماههای تابستان که در مسیرهای مشخصی متمرکز شده است، میتواند بر کاربردهای سنتی توسط جوامع بومی و همچنین حیات وحش تأثیر بگذارد. ذرات معلق ناشی از اگزوز کشتیها میتوانند یخ و برف را تیره کرده و باعث ذوب سریعتر آنها شوند و اثر بازتابی قطب شمال را کاهش دهند و در نتیجه گرمایش جهانی و از دست رفتن یخ را تسریع بخشند. علاوه بر این، به دلیل دمای پایین، قطب شمال در برابر نشت نفت و سوخت که ممکن است در اثر افزایش ترافیک کشتیرانی رخ دهد، کندتر بهبود مییابد.
تلاقی قطب شمال با نگرانیهای امنیت ملی میتواند منجر به نادیده گرفته شدن تأثیرات پایداری به نفع ایجاد زیرساختهای استراتژیک و استخراج منابع شود، مانند جادهسازی و اکتشافاتی که در پناهگاه ملی حیات وحش آمریکا در قطب شمال آغاز شده است. با وجود این، اخذ مجوز معدن حتی در محیطهای با ثبات و ساده (به عنوان مثال، ۲۹ سال برای تأییدیهها در ایالات متحده) فوقالعاده دشوار است و تأییدیهها در مناطقی مانند قطب شمال به مراتب پیچیدهتر خواهند بود.
تأثیرات پایداری بالقوه شامل اثرات مثبت و منفی بر جوامع بومی و سنتی است. توسعه قطب شمال میتواند فرصتهای اقتصادی و زیرساختی مورد نظر را فراهم کند؛ همچنین میتواند منابع غذایی و شیوههای فرهنگی وابسته به محیط زیست را تهدید کند. میا بنت میگوید: «مردم بومی قطب شمال در زمینه تضمین حقوق و به رسمیت شناخته شدن از سوی دولتهای ملی، مسیر طولانی را پیمودهاند. اما ممکن است بخشی از آن توسط فعالیتهای دفاعی به خطر بیفتد.»
کانون تشدید شده رقابت مستقیم
قطب شمال به مدت ۳۰ سال از طریق همکاری چندجانبه مبتنی بر اجماع که توسط شورای قطب شمال سازماندهی میشد، اداره میشد. رویدادهای اخیر و روندهای جهانی — جنگ در اوکراین و تغییرات آب و هوایی که دسترسی قطبی را افزایش داده و فروپاشی چندجانبهگرایی — در حال تبدیل قطب شمال به کانونی از رقابت مستقیم چندقطبی هستند.
روسیه همچنان قدرت غالب منطقهای است اما از نظر سیاسی منزوی شده و از نظر اقتصادی توسط تحریمهای مربوط به اوکراین محدود شده است. در پاسخ، همکاری منطقهای خود را با چین افزایش داده است، که به مشتری اصلی گاز طبیعی تحریمشده خود تبدیل شده است. توسعه مداوم زیرساختهای نظامی در امتداد خط ساحلی قطب شمال خود، بر ارزش استراتژیکی که روسیه برای این منطقه قائل است تأکید میکند.
چین خود را به عنوان یک کشور «نزدیک به قطب شمال» معرفی میکند و به عنوان بخشی از ابتکار عمل گستردهتر برای شکلدهی به حکمرانی اقیانوسهای جهان، خواستار رفتار با قطب شمال به عنوان «بستر مشترک جهانی جدید» است. این کشور قصد دارد از طریق سرمایهگذاری در منابع قطب شمال، یک «جاده ابریشم قطبی» ایجاد کند و ابتکارات متعددی را برای ایجاد حضوری قوی در منطقه انجام داده است، از تحقیقات در اقیانوس منجمد شمالی گرفته تا گشتزنی مشترک مسیر دریایی شمالی با روسیه.۱۶
ایالات متحده پیشرویهای منطقهای چین را یک تهدید میداند و در حال جبران عقبماندگی در منطقه است – به عنوان مثال، فنلاند یخشکنهای بیشتری نسبت به ایالات متحده دارد. استراتژی قطب شمال ایالات متحده بر تقویت توانایی نظامی در منطقه، همکاری با متحدان و افزایش و تمرین حضور خود در منطقه، به طور مستقل و با متحدان، متمرکز است. این بخشی از عاملی است که علاقه ایالات متحده به گرینلند را هدایت میکند. تأسیسات قطب شمال نقش برجستهای در برنامههای گنبد طلایی ایالات متحده دارند.
کانادا نیاز به حفاظت از حاکمیت و منافع خود در منطقه را تشخیص داده است. این کشور نیز در حال تقویت قابلیتهای خود در قطب شمال است و به دنبال تعمیق همکاری با متحدان، مانند ایالات متحده و کشورهای نوردیک است. بسیاری از کشورهای غیر قطب شمالی، از جمله بریتانیا، فرانسه، کره جنوبی، ژاپن و هند، استراتژیهای قطب شمال را برای حفظ حضور و نفوذ دنبال میکنند.
نشانگر یخشکن
کانادا، روسیه، ایالات متحده و دانمارک در حال پیگیری ادعاهای متقاطع بر روی قاره گسترده (ECS) زیر اقیانوس منجمد شمالی با استفاده از کنوانسیون سازمان ملل در مورد حقوق دریاها (UNCLOS) هستند تا خود را برای کنترل منابع معدنی در موقعیت قرار دهند. کانادا همچنین از ادعای خود مبنی بر اینکه گذرگاه شمال غربی آبهای داخلی است، دفاع میکند، در حالی که ایالات متحده آن را یک تنگه بینالمللی میداند.۱۸
هر هشت کشور قطب شمال در حال ساخت زیرساختهای تجاری و صنعتی — جادهها، بنادر، سیستمهای ارتباطی، سکونتگاهها — هستند که میتوانند به عنوان زیرساختهای استراتژیک نیز عمل کنند.
این «گرمایش ژئوپلیتیکی» در قطب شمال، آیندهای را نشان میدهد که در آن کشورها به دنبال پر کردن فضای استراتژیک باز شده توسط یخهای ذوب شده هستند و رقبا را از نظر نظامی و تجاری در منطقه با روشهای جدید در نزدیکی یکدیگر قرار میدهند.
اصل احتیاط مورد نیاز است
چارچوبهای حکمرانی متعدد و همپوشان در قطب شمال در حال کار هستند، چه توافقنامههای تحت شورای قطب شمال، CAOFA، کد قطبی سازمان بینالمللی دریانوردی برای کشتیهای فعال در قطب شمال یا UNCLOS.
شورای قطب شمال، که به عنوان تالار گفتگو برای حکمرانی مبتنی بر اجماع عمل کرده است، با افزایش اهمیت اقتصادی و امنیتی، سرریز شدن درگیریهای خارجی به منطقه و فروپاشی گستردهتر چندجانبهگرایی، با چالشهایی روبرو است.
با این حال، این لحظه گذار، پیش از آنکه مواضع سخت شوند و اصطکاکها افزایش یابند، ممکن است بهترین فرصت برای تغییر مسیر قطب شمال و ایجاد حکمرانی فراگیر مبتنی بر اصل احتیاط باشد تا اطمینان حاصل شود که منابع قطب شمال به شیوهای پایدار مورد دسترسی و استفاده قرار میگیرند. تراژدی منابع مشترک در مدار زمین باید یک داستان هشداردهنده انگیزشی فراهم کند.
اقدامات برای کسب و کار و دولت
کسبوکارهای فعال در مجموعهای از صنایع باید فرصتهای نوظهور را در عین در نظر گرفتن ریسک ژئوپلیتیکی و پایداری ارزیابی کنند، زیرا این منطقه نقش بزرگتری در زنجیرههای تأمین جهانی و رقابت ملی ایفا میکند.
شرکتهای کشتیرانی باید پیامدهای در دسترس بودن مسیرهای فصلی قطب شمال را که میتوانند مکمل یا جایگزین سریعتری برای کانال سوئز یا کانال پاناما باشند، در نظر بگیرند. مسیرهای قطب شمال میتوانند پوششی در برابر اختلالات ژئوپلیتیکی دسترسی به سوئز یا مشکلات مربوط به گذرگاه پاناما به دلیل مسائل آبی ناشی از تغییرات آب و هوایی باشند.
شرکتهای دفاعی و کشتیسازی باید به دنبال فرصتهایی برای تأمین قابلیتهای قطب شمال در حمایت از استراتژیهای ملی باشند. با توجه به ملاحظات امنیتی، دولتها شرکتهای داخلی و سپس شرکتهای کشورهای متحد یا همسو را در اولویت قرار خواهند داد.
مشارکت یا ائتلافهایی را که ممکن است برای پیگیری فرصتهای قطب شمال لازم باشد، همراه با پیامدهای مالیاتی و ساختاری مربوط به ورود به منطقه در نظر بگیرید.
دولتها و شرکتها باید بررسی کنند که چگونه میتوانند به تعامل با یکدیگر و با ذینفعان قطب شمال برای پیشبرد پایداری منطقهای در این لحظه حیاتی ادامه دهند، از جمله مشاوره قوی با جوامع محلی که ممکن است به طور مثبت و منفی تحت تأثیر قرار گیرند.
استخراج از اعماق دریا و اعماق زمین: نوآوری امکان تحولات را فراهم میکند
منابع معدنی موجود نمیتوانند تمام مواد معدنی حیاتی مورد نیاز ما در دهه آینده را تأمین کنند. ضرورت عمیقتر رفتن افزایش خواهد یافت.
مواد معدنی که دگرگونی دیجیتال و گذار انرژی را ممکن میسازند، کمیاب هستند
دو دگرگونی اساسی دوران ما – دیجیتالی شدن و گذار به انرژی پاک – به مواد معدنی حیاتی وابسته هستند که با کمبود عرضه مواجهند.
ایجاد مراکز داده و زیرساختهای مرتبط، که با پذیرش تصاعدی هوش مصنوعی و تقاضای فزاینده برای محصولات دیجیتال مصرفی تقویت میشود، نیازمند حجم عظیمی از مواد معدنی حیاتی است. نیازمندیهای مواد توربینهای بادی، پنلهای خورشیدی، باتریها و وسایل نقلیه الکتریکی و شبکههای انتقال مورد نیاز برای پشتیبانی از برقی شدن اقتصاد جهانی، به تقاضای مواد معدنی حیاتی که از عرضه پیشی میگیرد، ارتفاع بیشتری میافزاید. انتظار میرود بدون منابع جدید عرضه، تا سال ۲۰۴۰ شکافهای قابل توجهی رخ دهد.
یک منبع بالقوه، استخراج معادن در اعماق دریا است، ایدهای قدیمی که دوباره مطرح شده است.
اکتشاف HMS چلنجر در سال ۱۸۷۳، گرهکهای چندفلزی (polymetallic nodules) را در کف بستر دریا کشف کرد.۱۹ گرهکهای چندفلزی، کنکرسیونهای معدنی هستند که حاوی آهن، منگنز، نیکل، مس، کبالت و عناصر کمیاب خاکی میباشند.
ما در حال اتمام منابع نزدیک به سطح هستیم که میتوانیم با روشهای روباز استخراج کنیم، و گسترش آن ارزانتر است.
پروفسور ارنستو ویلائسکوزا
رئیس مکانیک سنگ در دانشکده معادن استرالیای غربی
از آن زمان، علاقه به بهرهبرداری از این منابع وجود داشته است، با افزایش علاقه در دهه ۱۹۶۰. امروزه، سازمان زمینشناسی ایالات متحده تخمین میزند که ۲۱.۱ میلیارد تن خشک گرهکهای چندفلزی در منطقه کلاریون-کلیپرتون اقیانوس آرام وجود دارد — حاوی فلزات حیاتی بیشتری نسبت به ذخایر زمینی جهان. ارزش این ذخایر بستر دریا حدود تریلیونها دلار تخمین زده میشود.
منبع فوریتر مواد معدنی حیاتی، رفتن به اعماق بیشتر (۳–۴ کیلومتر) در خشکی است. بسیاری از معادن بزرگ با محدودیت آنچه میتوان با استفاده از روشهای روباز فعلی و اعماق استخراج کرد، روبرو هستند. با توجه به مقاومت در برابر بازگشایی معادن جدید، یا حتی گسترش معادن موجود و ارزش زیرساختهای مستقر، گاهی اوقات تنها گزینه اقتصادی رفتن به اعماق است: استخراج معادن اعماق زمین. پروفسور ارنستو ویلائسکوزا، رئیس مکانیک سنگ در دانشکده معادن استرالیای غربی، میگوید: «در نهایت این اقتصاد است. ما در حال اتمام منابع نزدیک به سطح هستیم که میتوانیم با روشهای روباز استخراج کنیم، و گسترش آن ارزانتر است.»
ناوبر دیجیتال (Digital Navigator)
ناوبر دیجیتال ما یک رویکرد سرتاسری برای توسعه یک چشمانداز دیجیتال، استراتژی و نقشه راه عملی برای شرکتهای معدن و فلزات اتخاذ میکند.
فناوری بر موانع اعماق غلبه میکند
گرهکهای چندفلزی – که تمرکز اصلی استخراج از بستر دریا هستند – در دشتهای اقیانوسی در اعماق ۴,۰۰۰ تا ۶,۵۰۰ متری قرار دارند. کلوین روبرگ، مدیرعامل Karu Advisory Ltd. میگوید: «یکی از مزایای بزرگ این است که غلظت گرهکها فوقالعاده زیاد است، بنابراین به حجم کمتری از سنگ معدن نیاز دارید.» او میافزاید: «آنها فلزات خالص دارند، اما همچنین عناصر کمیاب نیز در خود جای دادهاند، بنابراین به طور فزایندهای مورد توجه قرار خواهند گرفت.»
چندین شرکت در حال آزمایش فناوریهای برداشت هستند که هوش مصنوعی، بینایی رایانهای، رباتیک و وسایل نقلیه خودران را برای غلبه بر چالشهای بالا آوردن گرهکها از آن اعماق به کشتیها یکپارچه میکنند. با این حال، آنها هنوز قابلیت دوام تولید در مقیاس تجاری بلندمدت را به اثبات نرساندهاند.
روبرگ میگوید: «مانع دیگر، قابلیت فرآوری گرهکها است.» «چین و کره جنوبی دو کشور اصلی با کورههای قوس الکتریکی مورد نیاز برای ذوب آنها هستند.» قابلیت فرآوری همچنین در ژاپن در حال توسعه است.
معادن عمیق میتوانند تا اعماق مشابهی در زمین نیز امتداد یابند. به عنوان مثال، معدن لاروند در کانادا، در تعقیب طلا، مس، نقره و روی تا عمق ۳.۳ کیلومتری فرو میرود. تغییر به سمت معادن عمیق زمین مستلزم حذف حداکثری انسانها از فرآیند است.
چامیرای نیابیزه، معاون اجرایی توسعه کسبوکار در مرکز تعالی نوآوری معدن و مدیر شبکه شتابدهنده تجاریسازی نوآوری معدن، اظهار میدارد: «استخراج معادن عمیق، مسائل زیادی را در مورد نیاز به اتوماسیون، رباتیک و سایر فناوریهایی که میتوانند استخراج را بهتر کنند، مطرح میسازد. بالاترین ریسک متوجه انسانها است، بنابراین دور کردن انسانها از معرض خطر ضروری است.»
رفتن به اعماق همچنین مستلزم درک این است که کل سیستم معدن در پاسخ به مداخلات انسانی چگونه رفتار میکند تا ریسکهای لرزهای که با افزایش عمق بیشتر میشوند، شناسایی و به طور مؤثر مدیریت شوند.
برای دستیابی به این اهداف، تعدادی فناوری در حال توسعه و استقرار هستند، از جمله حفاری و حملونقل خودران، ماشینآلات کنترل از راه دور، مدلسازی دیجیتال سیستم معدن و تجهیزات برقی برای جلوگیری از انتشار آلایندهها.
تیمهای مشاوره استراتژی پایداری و ESG ما میتوانند در مورد استراتژی، ادغام و تملک (M&A)، تخصیص سرمایه، بررسی دقیق موشکافانه ESG و بهینهسازی سبد دارایی به شما کمک کنند.
تأثیرات احتمالاً زیاد است، اما آیا ارزشش را خواهد داشت؟
ریسکهای پایداری مرتبط با استخراج از بستر دریا قابل توجه است. برداشت گرهکها بر هزاران کیلومتر مربع با خراشیدن یا در واقع جارو کردن کف دریا در هر سایت تأثیر میگذارد. در این اعماق، کف دریا سرشار از حیات است اما به کندی از اختلال بهبود مییابد.
مناطق یک بستر آزمایشی اولیه در منطقه کلاریون-کلیپرتون، دههها پس از برداشت با فناوری اولیه، به طور کامل بهبود نیافتهاند.۲۰ گزارشی که توسط پروژه اروپایی DEEP REST به سازمان بینالمللی بستر دریا (ISA) ارائه شد، نشان داد که اکوسیستمهای بستر دریا در کوتاهمدت بهبود نمییابند و اثربخشی اقدامات ترمیمی باید در طول دورههای چندین دههای ارزیابی شود.۲۱
همچنین میتواند اختلال گستردهتری در اکوسیستم وجود داشته باشد، از جمله آسیب رساندن به ذخایر ماهی و تضعیف توانایی آبهای اقیانوس برای عمل به عنوان یک جاذب کربن. فرآوری در خشکی و حملونقل، تأثیرات بیشتری خواهند داشت.
شرکتهای استخراج از بستر دریا در حال پایلوت کردن مجموعهای از فناوریها برای به حداقل رساندن تأثیرات برداشت هستند. به عنوان مثال، یک فناوری در حال توسعه میتواند گرهکها را به صورت انتخابی برداشت کند و آنها را به صورت تکی با بازوهای رباتیک بردارد. برخی شرکتها همچنین در حال انجام تحقیقات مستقل قابل توجهی برای درک محیط اعماق دریا و پیامدهای پایداری عملیات خود هستند.
استخراج از اعماق زمین نیز چالشهای پایداری فراتر از آنهایی که معمولاً با استخراج معادن همراه هستند، به همراه دارد. درجه سنگ معدن با عمق تمایل به کاهش دارد و نیازمند انرژی و آب بیشتری به ازای هر واحد فلز است. احیای زمین میتواند دشوارتر باشد و اغلب نیازمند راهکارهای نوآورانه برای پر کردن مجدد و مدیریت آب است. استخراج معادن عمیق، ریسکهای زمینشناسی پویا مانند فورانهای سنگی و نفوذ آب را تشدید میکند که کارگران را به خطر میاندازند و حفاظت از محیط زیست و پیشگیری از فجایع را پیچیده میسازند.
با این حال، در مقایسه با استخراج از بستر دریا، استخراج از اعماق زمین مزیت پایداری مهمی از نظر ردپای جغرافیایی بسیار کوچکتر و سایتهای معدنی دارد که میتوانند به طور مؤثر احیا شوند.
میدان رقابت دیگری برای ایالات متحده و چین
مواد معدنی حیاتی بستر دریا (منگنز، مس، نیکل، کبالت) به طور فزایندهای به عنوان منابع استراتژیک در نظر گرفته میشوند، به ویژه در بستر رقابت ایالات متحده و چین. دولت ترامپ اندکی پس از انتخابش، یک فرمان اجرایی برای تشویق و تسهیل استخراج از بستر دریا در آبهای ایالات متحده و بینالمللی صادر کرد.
با وجود این فرمان، رویکرد به بهرهبرداری واقعی محتاطانه بوده و بخش عمدهای از گفتمان حول اهرم استراتژیک میچرخد تا استخراج فوری منابع. چین پنج قرارداد اکتشافی از سازمان بینالمللی بستر دریا (ISA) دارد اما به طور تهاجمی برای بهرهبرداری فشار نیاورده و ترجیح میدهد تا زمانی که از نظر اقتصادی عملی شود، صبر کند.
پرادیپ سینگ، مدیر ارشد پروژه در بنیاد Oceano Azul، میگوید: «برای تعداد زیادی از این کشورها، آنها بستر دریا را به عنوان املاک و مستغلات میبینند. آنها لزوماً نیت قوی برای شروع فعالیتهای معدنی ندارند، اما برای آنها مهم است که بگویند ما بر این منطقه حق داریم. بر خلاف آنچه به نظر میرسد، این فراتر از تمایل به استخراج منابع معدنی فردا است. این مانند املاک و مستغلات برای آینده است.»
مواد معدنی حیاتی از استخراج معادن اعماق زمین – عمدتاً مس و روی، نه عناصر کمیاب که عمدتاً در سطح یافت میشوند – نیز بخشی از بستر رقابت استراتژیک هستند اما کمتر پرتنش میباشند، زیرا از داخل مرزهای زمینی ملی استخراج میشوند.
کشورها ممکن است وسوسه شوند که به تنهایی عمل کنند
ISA تحت نظارت UNCLOS موظف است تمام فعالیتهای مربوط به مواد معدنی در آبهای بینالمللی را برای «منافع کل بشریت» سازماندهی و کنترل کند و در عین حال حفاظت مؤثر از محیط زیست دریایی را تضمین نماید.
در حالی که ISA قراردادهای اکتشافی متعددی را که برنامههای ۱۵ ساله مجاز برای نهادها جهت انجام اکتشاف در مناطق خاص هستند، تأیید کرده است، اما مجوزهای استخراج تجاری را صادر نکرده است. این سازمان در سال ۲۰۱۹ مذاکرات بین ۱۷۰ کشور عضو خود را در مورد قوانین صدور مجوز آغاز کرد اما هنوز به اجماع نرسیده است.
بسیاری از کشورها، از جمله برزیل، کانادا، فرانسه، آلمان، مکزیک و بریتانیا، خواستار یک توقف احتیاطی یا تعلیق شدهاند تا زمانی که مسائل کلیدی قابل رسیدگی باشند، از جمله:
- درک کافی از هزینهها، مزایا و پیامدهای احتمالی از دیدگاههای علمی، اقتصادی و اجتماعی
- توانایی نظارت بر مراحل نمایشی پیش از تجاریسازی برای ارزیابی تأثیرات زیستمحیطی
- بیمه و تضمین مالی از شرکتهای معدنی برای خسارات احتمالی
- «کلیدهای توقف» قانونی برای توقف عملیات در صورت آسیب غیرقابل قبول، بدون حق رجوع پیمانکار علیه ISA
- حقوق صاحبان سهام و غرامت برای خدمات اکوسیستمی و شیلات متأثر
این بنبست، رویکرد چندجانبه را تهدید میکند زیرا برخی از کشورهای حامی استخراج معادن، مانند ایالات متحده، ژاپن، هند و کشورهای ذینفع مانند تونگا و نائورو، بیصبر شده و وسوسه میشوند که اقدامات مستقلی انجام دهند. چین، با وجود حمایت از استخراج معادن، از ISA برای توسعه یک رویکرد چندجانبه برای تنظیم و تعیین شرایط تأییدیهها، حمایت کرده و همکاری نزدیکی با آن داشته است.
ایالات متحده هرگز به UNCLOS نپیوسته است و تمایل دارد ISA را به عنوان یک عضو غیرعضو دور بزند. به نظر میرسد این کشور آماده است تا بر اساس مقررات ملی وضع شده در دهه ۱۹۸۰، مجوزهایی را برای استخراج معادن – برخلاف صرفاً اکتشاف – صادر کند.
حکمرانی بر استخراج معادن اعماق زمین، در مقابل، بسیار سادهتر است زیرا توسط حوزههای قضایی ملی کنترل میشود.
اقدامات برای کسب و کار و دولت
استخراج از بستر دریا در مرحله ابتدایی است اما در صورت توانایی صنعت در اثبات تولید پایدار و با قیمت رقابتی بلندمدت، میتواند برای عرضه مواد معدنی حیاتی متحول کننده باشد. این حوزهای است که در حال حاضر باید مورد توجه قرار گیرد.
کسبوکارها باید فرصت نوآوری مرتبط با فعالسازی استخراج معادن اعماق زمین با هوش مصنوعی، اتوماسیون و انرژی پاک را برای کمک به پر کردن شکافهای عرضه مواد معدنی حیاتی در نظر بگیرند.
هم کسبوکارها و هم دولتها باید هزینهها و مزایای کلی منابع مختلف مواد معدنی حیاتی و فرصتهای پر کردن شکافهای عرضه از طریق ابتکارات چرخهای یا نوآوریهایی را که نیاز مواد را کاهش میدهند، در نظر بگیرند.
منابع، پایداری و منافع استراتژیک در حال در هم تنیدگی فزایندهای هستند زیرا مرزهای در حال افتادن عرصههای جدیدی را برای رقابت باز میکنند. رهبران کسبوکار و دولتها باید توجه جدید و ناآشنایی به مرزها – مدار زمین، قطب شمال و اعماق دریا و زمین – و فرصتها و ریسکهایی که آنها ایجاد میکنند، معطوف دارند.